الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
156
الخصال ( فارسى )
آقا آمدم خبرى از شما بدست آورم ( نگاه بدان گور كردم و گريستم ) آقا به من نگاه كرد و فرمود باكت نباشد اكنون با ما بدى نتوانند كرد . حمد خدا را اى آقاى من حديثى از پيغمبر روايت شده كه من معناى آن را نميفهمم . كدام حديث ؟ اين كه پيغمبر ميفرمايد با روزها دشمن نباشيد تا روزها هم با شما دشمنى كنند چه معنائى دارد ؟ آرى روزها ما هستيم تا آسمان و زمين برپا هستند سبت نام رسول خدا است احد كنايه از امير المؤمنين است اثنين حسن و حسين است ثلثا على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد است اربعا موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و منم و خميس فرزندم حسن بن على و جمعه پسر پسرم مىباشد او است كه حزب حق پرستان را جمع آورى مىكند او است كه زمين را پر از عدل و داد مىكند پس از اين كه پر از ظلم و جور شده ، اين است معنى ايام با آنها در دنيا دشمنى نورزيد تا در آخرت با شما دشمنى ورزند سپس فرمود وداع كن و بيرون برو زيرا در امان نيستى . مصنف اين كتاب ( رضي الله عنه ) گويد ايام از روى حقيقت بمعنى امامان نيست بلكه همان روزهاى مخصوص هفته است ولى پيغمبر در اين حديث ايام را كنايه از امامان آورده به شرحى كه امام دهم داده براى آنكه غير اهل حق مفاد آن را نفهمند چنانچه خدا تين و زيتون و طور سينين و بلد امين را در قرآن كنايه از پيغمبر و على و حسن و حسين آورده و نعاج ( گوسفندها ) را در قصهء داود و دو خصمى كه حضورش آمدند بقول جمعى كنايه از زنان آورده و سير در زمين را كنايه از مطالعه در قرآن آورده . از امام ششم نيز در تفسير گفته خدا آيا در زمين سير نميكنيد ؟ پرسيده شد فرمود مقصود اين است كه آيا در قرآن مطالعه نميكنيد و چنانچه خداوند سر را كنايه از جماع آورده در آنجا كه فرموده با زنهاى عده دار و عده بسر مگذاريد و چنانچه اكل طعام را كنايه از تغوط آورده ، در بارهء عيسى و مادرش فرموده طعام ميخورند و مقصود اينست كه تغوط ميكنند و چنانچه خداوند عز و جل نحل ( زنبور عسل )